For Better Performance Please Use Chrome or Firefox Web Browser

طنز ریاضی






  • بر اساس آخرین اخبار، ریاضیدانها سرانجام هویت X راکشف کردند و دیگر نیازی برای جستجوی این عنصر معلوم الحال نیست.

  • میدانید چرا جبر در یونان هیچوقت به طور جدی پا نگرفت؟ چون  X در یونانی همیشه برابر ده بود و نیازی برای جستجو نداشتند.

  • تابع نماییe^x با تابع ثابت مشغول قدمزنی در پارک بودند که ناگهان رنگ از روی تابع ثابت پرید و گفت: ای وای من، یک عملگر دیفرانسیل (مشتق) از دور ميآيد! بايد مخفي شوم این لعنتی مرا نابود ميکند. تابع نمايي با خونسردي گفت: ولي با من هيچ غلطي نميتواند بکند. تابع ثابت در رفت و عملگر رسيد. تابع نمايي رنگش پرید و گفت: خاک بر سرم شد تو عملگر مشتق نسبت به y هستی!

  • یک ریاضیدان، یک فیزیکدان و یک آماردان در یک سمینار مشترک برای بازدید به دامداری دانشگاه صنعتی اصفهان رفتند. در آنجا یک گوسفند سیاه مشاهده کردند. نظر این سه دانشمند در مورد این واقعه به شکل زير بود. آماردان:  همه گوسفندها سیاهند. فیزیکدان: شیر گوسفند سیاه، سفید است. ریاضیدان: وجود دارد حداقل یک  گاوداری، وجود دارد حداقل یک  گوسفند  به قسمی که حداقل یک طرف آن  سیاه است.

  • یک ریاضیدان در یک مهمانی نوزاد شیرخواره اش را بغل کرده بود! ناگهان رو به همسر ریاضیدان خود کرد و گفت: عزیزم این بچه نسبت محیط به قطردایره  را  ضرب در مساحت دایره  یکه کرده! پوشکش را عوض کن.

  • کودک خردسالی  رو به مادرش گفت: مامان این معلم ریاضی ما کمی خل وضع است. دیروز میگفت چهار بعلاوه یک میشه پنج امروز میگه سه بعلاوه دو میشه پنج. من نفهمیدم  بالاخره پنج، کی هست و چه ربطی با بقیه داره؟ مادر گفت: عزیزم اصلا نگران نباش همه معلم های ریاضی خل وضعند! یادمه سر کلاس جبر معلم ریاضی یک روز بعد از حل یک معادله وحشتناک می گفت X  میشه  دو  یک روز دیگه با یک معادله مزخرفتر ثابت  میکرد X میشه  پنج! 

  • آیا میدانستيد  توپولوژیست ریاضیدانی  است که برایش فنجان قهوه با دونات فرقی ندارد!؟

  • ریاضی مثل عشق است. اولش ساده است. کم کم مشکل میشه و کار بالاخره  بیخ پیدا میکنه.

  • مهندس کسی است که دنبال فرمولهایی میگردد که پدیده مورد نظرش  را توجیه کنند. فیزیکدان کسی است که دنبال پدیده هایی میگردد که فرمولهایش را توجیه کنند و ریاضیدان کسی است که هیچ یک از اینها برایش مهم نیست!

  • یک ریاضیدان، یک کشیش، یک زیست شناس و یک فیزیکدان در یک جمع دوستانه در یک کافی شاپ داشتند قهوه مینوشیدند و از پشت شیشه مغازه  به خانه ای آن طرف خیابان نگاه میکردند. ناگهان یک نفر رفت توی خانه و چند دقیقه بعد دو نفر خارج شدند. در توجیه این پدیده این سه متفکر بزگ چنین گفتند: فیزیکدان: خطای چشم است.  زیست شناس: تولید مثل انجام شده.  کشیش: معجزه رخ داده.  ریاضیدان: اگر یکی دیگر به داخل برود هیچکس در خانه نیست!

  • هرگز به نوشته های یک معلم ریاضی اعتماد نکنید. این جماعت گاهی مینویسند a ، میگویند b ، منظورشان c است ولی همه اینها غلط است و d درست است.

  • از یک آماردان پرسیدند آمار چیست؟ گفت : صادقانه بگويم! ریاضی وار دروغ گفتن. چون  علمای معاصر دروغ را از نظر شدت و درجه به ترتیب صعودی سه قسم میدانند، دروغ ساده، دروغ شاخدار و بالاخره آمار!

  • اخیرا آقای پی با یک خانم  تقریبا دو برابر بزرگتر از خودش  خانم 6 ازدواج کرده. خوب عشق است دیگر،  کاریش نمیشه کرد. خانم 6 هم  انصافا  بزرگتر هست  ولی جذاب  هم هست. خانم 6 دائما به پی قر میزند تو غیر منطقی (irational) هستی و مرا اصلا درک نمیکنی. بدتر از آن با این هیکل چاق و قناس چطور ترا تا آخر عمر تحمل کنم؟ پی  هم  البته کم نیاورده  و میگوید ای کاش موقع عقد چپه میشدی و 9  نه میگفتی تا هم خوشبخت میشدم و هم  از غیر منطقی بودن خودم شرمنده نمیشدم.

  • به یک ریاضیدان گفتند یک شیر از قفس فرار کرده چگونه  آن را به قفس برگردانیم؟ گفت کافی است همه برویم توی قفس  و سپس درون و بیرون قفس را  از نو تعریف کنیم. شیر در قفس بیرونی واقع خواهد شد!

  • در یک مهمانی خصوصی، میزبان رو به دوستان فرهیخته خود کرد و گفت  2 ضرب در 2  میشه چند؟ جمعی از علما به شکل زیر پاسخ دادند: آماردان: با احتمال 99.9% میشه 55.  حسابدار: عزیزم تودوست داری چند بشه تا من هم همان را بگم؟  سیاستمدار: من اصلا نمیفهمم منظور شما چیه!  دوست ریاضیدان آخر میهمانی به میزبان مراجعه کرد و با چند تا کاغذ سیاه شده و خوشحال گفت من الان مطمئنم این مساله جواب داره و حتما در مهمانی آینده حلش را برایتان می آورم.

  • دوستان یک دانشجوی ریاضی جواب آزمایش تشخیص یک بیماری مهلک  او را که منفی بود  با جواب مثبت عوض کردند تا ببیند واکنش او چیست. دانشجو  به دوستانش گفت: میخواهم این  آخرین روزهای عمرم را برای خودم طولانی ترکنم. از امروز هر روز به کلاس  درس آمار می روم.

  • در ریاضیات  گاهی اوقات جمله هایی گفته میشوند که به ظاهر غلط هستند ولی اگر خوب فکر کنید متوجه درستی آنها می شوید. به دو مثال توجه کنید: 1) یک ریاضیدان میگوید مردم 10 نوعند، یک دسته آنها که برای همه چیز مبنای دو را به کار میبرند و دسته دوم آنها که اینطور نیستند.2) یک ریاضیدان مدعی است ریاضیدانها بر 3 قسمند، یک دسته آنها که  حداقل فرق 2 و 3 را بلدند و یک دسته آنها که حتی این را هم بلد نیستند!

  • منطق بخشی از ریاضی است که به طور سیستماتیک به نتایج غلط میرسد ولی با قطعیت کامل. آمار (اگر بتوان به ریاضی چسباند ش) به طور سیستماتیک به نتايجی دست می یابد که با احتمال 99.9%  غلط هستند.  ادعای اول یک اصل است و اثبات نمی خواهد! برای اثبات ادعای دوم  به طور آماری ثابت میکنیم بیشتر اعداد اول زوج هستند. باور ندارید خودتان یک نمونه تصادفی از متون ریاضی را بردارید ببینید عدد 2 چقدر بیشتر از بقیه  تکرار شده است. نتایج را به یک آماری بدهید تا شما را قانع کند که بیشتر اعداد اول زوج هستند!

  • از یک منطق دان پرسیدند تو بهتری یا  همکارانت؟ گفت : اگر نخواهم بگویم همکارانم از من سر نیستند، دروغ نمیگویم.!   خودتان را برای درک حرفهای این دانشمند خسته نکنید او به زبان بیزبانی (منطق) میگوید من از همه بهترم!

  • مگر عدد 2 تنها عدد اول زوج نیست؟ چرا فردیت آن را به خاطر این ویژگی مهم قبول نداریم؟

  • دلیل اصلی کشف نمادهای رياضی این بود که بعضی دانشمندان  گذشته (ریاضیدانهای معاصر) دیگر خودشان هم نمیدانستند دارند در مورد چه چیزی حرف می زنند.

  • یک بالن سوار که در میان ابر و مه مدتی جهت را گم کرده بود خودش را به سطح زمین رساند و  از اولین شخصی که دید پرسید: ببخشید من الان کجا هستم؟  شخص با تعجب به او نگاه کرد و بعد از درنگی طولانی گفت: شما در بالن هستید!  به نظر شما کدام یک از دلایل زیر ثابت می کند که این شخص منطق دان است؟  الف) برای پاسخ به پرسش درنگی طولانی کرد. ب)  گزاره  او با قطعیت کامل درست است. ج) گزاره  او به هیچ دردی نمی خورد. د) همه موارد.

  • از آنالیزعددی  پرسیدند شجره شما در بین رشته های ریاضی چگونه است؟ گفت : پدرم نظریه اعداد و مادرم آنالیز است ولی ما خودمان را فرزند خلف همه رشته ها می دانیم. البته این  جمله زیبا را نباید با این گزاره معروف اشتباه گرفت که: از قاطر پرسیدند پدرت کیست گفت مادرم اسب است!

  • یک مهمان ناخوانده  در سمینار جبر که  در اصل برای پذیرایی  آمده بود  وقتی شنید که سخنران میگوید: فرض کنیم  میدان K  میدان اعداد مختلط باشد یعنی K=C ، با شگفتی بلند شد و گفت یک قهوه و شیرینی ارزش ندارد که  برای آن قبول کنم همه چیز آنقدر مختلط شده  که K با C یکی است!

  • فکر میکنید چرا گلابی و سیب یکریخت نیستند؟  مشکل  اساسی در هسته  نهفته  است ( اگر جبر نمیدانید خودتان را خسته نکنید این لطیفه به درد شما نمی خورد! اگر جبر میدانید ولی باز هم  نتوانستید این اثبات کوتاه را درک کنید  برایتان متاسفم!)

  • یک ریاضیدان اصفهانی دوستانش را به شام دعوت کرد (این واقعه در کتاب رکوردهای گینس ثبت شده). موقع کشیدن شام هر چه جلوتر میرفت کفگیر را کمتر پر میکرد. به نفر آخر که رسید دیس خالی شد. گفت  وای!  هر چه اپسیلون را کوچيکش کردم باز فایده نداشت.  برای خودم هم هیچی نموندس.  دوستش ساندویچی  را که همراه خود آورده بود به او داد و گفت بیا این را  هم بگیر لااقل خودتان گرسنه نمانید!  دوست اصفهانی  ساندويچ را گرفت و گفت: آخه  اینطوری  که نیمیشد ! واسه شوما  اپسیلون منفی  میشد!

  • يکی از روسای دانشگاه صنعتی اصفهان در جلسه روسای دانشکده ها رو به رييس دانشکده شیمی کرد وگفت: آقا ی دکتر چه خبره اینقدر پز تعداد مقالات دانشکده تان را مي دهید! اينقدر پول برای شما  و آزمايشهای شما خرج میشود!  یک نگاه به دانشکده ریاضی بیندازید! مداد، کاغذ و یک سطل زباله برایشان کافیست!  بیشتر نوشته هایشان توی سطل زباله است ولی  نوشته هايي هم برای چاپ دارند! یا بهتر از آنها دانشکده فیزیک!  فقط مداد و کاغذ می خواهند  چون همه  نوشته هاي آنها قابل چاپ است!

  • ریاضیات  دقیق ترین  دانش بشری است.  یک ریاضیدان به کمک استقرا ثابت می کند همه مردان  کوسه هستند! حکم برای 1 درست است.  چون آدم با یک شاخه مو در صورت متاسفانه همچنان کوسه است!  اگر فرض کنیم حکم برای n درست باشد به این آقا یک تار ریش اضافه شود باز هم کوسه می ماند. پس حکم برای n+1 هم درست است.